کاری کن که ساحل
رویای رسیدن به تو نباشد.
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست.
کیکاووس یاکیده
پ.ن. نمیدونم شماره ی منو از کجا آوردی و مهم تر از اون نمیدونم چطوری دلت اومد ۰۰ رو وارد کنی تو موبایلت!
البت میدونم شمارمو از کجا آوردی اما ترجیح میدم بگم نمیدونم!
حالا مهم نیست...
مهم اون چیزیه که اتفاق افتاد...
چون از اولش secret بود تا آخرشم میمونه!
نمیدونم این گشت ارشادا کجا رفتن، دلم براشون تنگ شده!
یه مدته کسی بهم گیر نداده احساس میکنم دارم تهی میشم!
این روزا بدجوری حوصملکم میسرههههههههههههههههه!
تف کن تو صورتش تا بفهمه بعضی وقتا تف هم می تونه نشونه ی عشق باشه..
دست تو دست یه عوضی دوست داشتنی دادم.. حالا یکی بیاد دستای من ِ عوضی و بگیره
هوس بوسیدنت ٬ مثل،
نیاز گرگ به گله ایه که فکر فـرار داره...
همیشه انتظار برای اومدن نیست٬ فکر نیومدن گله ست که گرگ رو می کُشه!!
پ.ن. خوابم میییااااااااااااااد!
در سرزمین من
روزنامه لال به دنیا می آید
رادیو کر
و تلویزیون کور
و کسانی که طالب سالم زاده شدن این همه باشند را
لال می کنند و می کشند
کر می کنند و می کشند
کور می کنند و می کشند
در سرزمین من !
آه ! سرزمین من !
پ.ن. طولانی: تلوزيون خونه ت روشنه. يه خانم تو يه بيابان برهوت وايساده و نيشش تا بنا گوش بازه و داره با تمام وجود لبخند ميزنه. يه كم صبر ميكني تا خانم لب باز كنه وحرف بزنه. بالاخره شروع ميكنه: ببيندگان عزيز سلام. اينجايي كه شما پشت سر من ميبينيد روستاي فلان آباد در فلان جاي كشور عزيزمون ايران. از ويژگي هاي اين روستا اينه كه اين روستا نه آب داره نه برق داره نه تلفن اما اشكال نداره عوضش يك آب و هوايي داره كه نگو. از ديگر ويژگي اين روستا اينه كه در اين روستا هيچ گونه مراكز آموزشي و تفريحي از جمله مدرسه وجود نداره عوضش يك مردمان با صفايي داره. حالا ميخوام از دختران و پسران اين روستا براتون بگم، دختران و پسران اين روستا از سن هفت سالگي تا زماني كه آخرين نفس را ميكشند در نزد پدرانشان بر روي زمين هاي كشاورزي كار ميكنند. دختران و پسران اين روستا ميدانند كه سيب زميني را بايد در چه خاكي كاشت، دختران و پسران اين روستا ميدانند كه بيل و كلنگ را چطور بايد در دست بگيرند، دختران و پسران اين روستا ميدانند كه رنگ تراكتور قرمز است ، اما دختران و پسران اين روستا نميدانند كه به زبان رسمي كشورشان يعني زبان شيرين فارسي صحبت كنند، پسران و دختران اين روستا نميدانند كه رييس جمهور كشورشان كيست؟ از كجا آمده است؟ آمدنش بهر ده بود؟ دختران و پسران اين روستا از سن 16_18 سالگي زندگي مشترك خود را شروع ميكنند. خوب از زنان روستا براتون بگم. زنان اين روستا صبح زود كه از خواب بيدار ميشن خانه را آب و جارو ميكنند سپس به پختن نان ميپردازند بعد از اون به كوهها و پشت ها ميروند تا گاوها و گوسفندهايشان را بدوشند، آنان روزهاي بلند تابستان را در كوچه و برزن هاي روستا سپري ميكنند. در آمد روزانه ي مردم اين روستا هزار تومن است اما از آنجايي كه مردم اين روستا آدمهاي مهرباني هستن 3/4 در آمد خود رابه مردم لبنان و عراق تقديم ميكنند. خوب بينندگان عزيز به پايان برنامه رسيديم. در آخر برنامه ميخوام بگم كه من افتخار ميكنم كه در كشوري زندگي ميكنم كه همچين جاهايي رو داره ! كه همچين آدمايي داره. روز خوش. خداحافظ. خوب تو هم يه كم به خودت ميبالي كه در همچين كشوري زندگي ميكني چون هيچ جاي دنيا همچين چيزايي رو نمبيني. خوب كانال رو عوض ميكني و يه شبكه ي ديگه. يه آقاي خوشتيپ وايساده. پشت سرش شبيه تعريفايي كه ما از بهشت شنيديم.خوب بالاخره آقاي خوشتيپ لب باز ميكنه و حرف ميزنه: ببيندگان عزيز اينجايي كه شما پشت سر من ميبينيد منطقه ايي از لبنانه به نام ~ ايران آباد ~ همونطوركه تو خبرا شنيديد اين منطقه يه ماه پيش توسط حملات صهيونيستها با خاك يكسان شد اما از آنجايي كه مسولان ايران دل ديدن همچين چيزايي رو ندارن درعرض يك ماه با سرمايه گذاريهايي كه از سهميه بندي بنزين كرده بودن تونستن اين منطقه رو مثل روز اولش كنن. مسولان ايران لطف كردن واسه هر خانواده ي لبناني يك خانه ساختن. مسولاي ايرانخودرو هم لطف كردن به هر خانواده ي لبناني يك دستگاه اتومبيل تقديم كردن. مسولان ايران در اين منطقه چندين مراكز آموزشي ساختن، به طوري كه به هر 4 دانش آموز يه مدرسه ميرسه. خوب ببيندگان عزيز در پايان ميخوام بگم اگه شما هم پول اضافه ايي تو خونه داريد همين الان بريد بديد به مسولان كه سه سوت برسونشش لبنان. با تشكر. صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. لبنان. ايران آباد. تلوزيون خاموش كن پاشو از خونه برو بيرون اينجوري بهتره. (دروغ میگم، بگو دروغ میگی!!!!)
ميگن اسلام گفته كمك به هم نوع وظيفه ي هر مسلمانيه ولي اسلام ميگه چراغي به خانه رواست به مسجد حرامه. اينجا مردم نون ندارن بخورن اونوقت مسولان ميرن به لبنان و فلسطين كمك ميكنن. بابا هروقت كشور خودمون سر و سامان گرفت بعد بريد به كشوراي ديگه بذل و بخشش كنيد.
پ.ن. این روزا خیلیییییی خوبن!
بعد از یه مدت طولانی بی هیجانی و رکود(!) کلی رفتیم تو خیابونا دنبال تعقیب و گریز و گانگستر بازی!
نمیدونم چرا این روزا دلم میخواد دنیا رو عوض کنم!
ساعت ۲۰:۲۵ : مرا پلیس امنیت از نوع لباس شخصی گیر نداده بود که داد! (این نیز به دلیل خوشحالی بسیار بود، باز بگو نه!!!)
مرا در هیچ کجای این مرز و بوم آرامشی و صفایی نیست! (آدم تو این مملکت تو هیچی آرامش نداره، نه تو درس خوندن، نه تو بیرون رفتن نه تو خرید کردن، نه تو زندگی کردن... همش تشویش، جنگ، دعوا، گیییییییییر!!! این چه اسلامیه آخه؟ چرا اینجا هیچ کس نمیتونه آزاد و با اعتقادای خودش زندگی کنه؟ اگه جامعه ی ما اسلامیه پس این همه کثافت کاری و گند کاری برای چیه؟ چرا هر جوونی رو نگاه میکنی سیگار دستشه و ول میگرده؟ کجای اسلام اومده جوونا باید علاف باشن و حرف زور بشنون؟ کجای اسلام میگه جوونا باید هر طور که شده سرکوب بشن تا روشون زیاد نشه؟ حتی اگه شده با اعتیاد... چرا اینقدر ظلم، چرا اینقدر فساد، چرا اینقدر فقر، چرااااااا...؟؟؟)
با این سخنان دعا کنید سوووووووسک نشوم!
مرا بسیار سعی و تلاش است سیاست را رها کنم.
۲ هفته ی پیش: چای کیلویی ۵۰۰۰۰ ریال
این روزها: چای کیلویی ۲۸۰۰۰۰ ریال!
مرا کتابی معرفی کنید تا برای برادر جان بزرگ هدیه بَرَم!
* ۲۰:۳۰ به خود قول میدهیم دیگر از این حرفا نزنیم!
ما این روزها بسیاااااااار خوشحالیم!!!
مسافرت میریم، پارک میریم، آب بازی میکنیم، تاب بازی میکنیم، لُپ لُپ میخریم، مردم رو مسخره میکنیم، فحش میدیم،
تازههههههههه پیتزا و بستنی هم میخوریم!!!
خلاصه از این کارای خوشحال دیگه!
پ.ن. میخواستم به همه ثابت بشه که من آدم خوشحالی هستم. به خصوص به خودم!!!!!!